تبليغاتX
سر پهنه گی

سر پهنه گی

 

سر از خوشی

  

سر را که باد می دهی باد اک است ترکیده در پیچ پیچ اکای شمع

شرح افتاد

نزر چشم های تو دودی   ای نک می خور اد

برف می خور ام         لیز تا پای بابای تاهر    تا هر کس به داند سر از خوشی    

هزار بار تا    

هزار بارتای لنگه به لنگه ی اول تا به تای نزدیک تر

سیب می اندازی

بر هوا می شوم             جمع        در حواس نه روز –

 

 

 

-         به کلمه ی نابوده گی که تو را می خنداند

-         به خاب تند باد زده شده

-         به دو هزار تا زمین از سطح بلند

-         به پنجاه و 7 روز نه دیده شده

-         به قریب به ان قریب به قرب به قرار به قیام از قید شده قادم ام – قرم قرام قروم

 

 

با تمام مرسی تم زیاد از حمید وتن خاه و سیاوش  با برف و املت

                 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 23  توسط کشمیری  | 

عالم دیونیزوس عالم هولناک رنج بردن ها است و جهان پیوسته در حال شدن.

دیونیزوس خدای آفریننده گی است و ویرانگری، او می خاهد بر اندوه و غم های وجود خود چیره شود، می خاهد به شادمانی و سعادت برسد، اما این ممکن نیست مگر به یاری نیروی آپولونی، این – جاودان زاینده مادر ازلی- قلمرو دیونیزوسی وابسته به عالم آپولونی است، زیرا خصلت دیونیزوس در مدام آفریدن و مدام نابود کردن همین قلمرو است. بنابر این رهایی از قید و رنج و عذاب نیروی دیونیزوسی تنها با یاری آپولون صورت می گیرد. آپولون پرده ای از وهم و رویا بر دیده گان ما می کشد تا بتوانیم با داشتن این نقاب های آپولونی به ژرفنای وحشت دیونیزوسی نگاه کنیم، پس این آپولون و نیرو و هنر او است که می تواند رنج و حرمان بشر را از میان بردارد و به آن پایان دهد ...

 

به سید حسین کازمی برسد کلماتي همين توري   

 

سر از سوزي نور

 

+ نوشته شده در  شنبه 17 فروردین1387ساعت 1  توسط کشمیری  | 

هر چه باهار به ادامه نزديك مي شود چه قدر بوي ابتذال به دچار شده ي همه تن دادن به زندگي ادامه پيدا مي رود

با خوراك    خاب    خاهش    خنده    و سرسره بازي پشت جزيره       

آشفته در موي من باد است كه به دور صدا مي كند  نه بايد این باشد    

شش روزی ات بس است    

رخت لای خاب هاي اضافه در يك كارتون سيب و كتاب هاي اضافه در سرخ

 

     

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 فروردین1387ساعت 9  توسط کشمیری  | 

همه چیز از جای شروع افتاد که پای رفتن اش رد انداخت در جای که رفتن رفتنی ام خلق انداخت -

نسبت ها هیچ اسمی دریافت نمی کنند-

وسل در پای پیچ خورده هم چنان نمی رسد که رفتن را به بیشتر می بند اد -

یاد می گیر ام به دیوار کافر نه باش ام -

نقش ديوار

عكس از ملهار ساجد شعر به پرتقالي 206

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 فروردین1387ساعت 20  توسط کشمیری  | 

 

زمين ام مي انداز اد كه از پشت كمر ات تنگ است خاب در وادي سنگ

به ساز ام كن         

با مزه اي در طلب

پدر زاده ي چند تا كور     

آهن گير     

دور تا شو      تا شو     پر از پا شو   

 

پدرزاده ي آهن گير

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 22  توسط کشمیری  | 

چار روز پا زدن دست بردن در سنگ - بلندی و رفتن و رفتن - برنامه ی خت الراس سر ستون -۸ ام تا ۱۱ اسفند- که از جاهای شروع و تمام شد که خود اش نه بود و مسل همیشه برا من چیز داشت برا شنیدن یاد گرفتن و داشتن / نوشته اش می ماند تا گزارشی کامل گزارشی از کوه در من

و امروز عکس برنامه ی هماگ یکی از بلند ترین ارتفاعات بندر عباس از دوست عزیز علی خاکسار می رسد و من با تمام ساجده گی مرسی ات ام هست ام که روز عکس از هماگ می شود و ممنون ات ام محبت های دوستان حمید وتن خاه و روزبه عزیز

homag1 

homag2

homag3

homag4

ali khaksar

    

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 17  توسط کشمیری  | 

+ نوشته شده در  جمعه 3 اسفند1386ساعت 19  توسط کشمیری  | 

/ مسابقات سنگنوردی جام فجر در بندرعباس /  

خیلی برا نوشتن هست که الانه در فرصت نیست باشد در همین مدت های برگزاری

فعلن تا پشت همین زمینه ها عکس باشد   

sang yek

sang do

sang se

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 4  توسط کشمیری  | 

 

par yek

par do

par se

par char

نوشته اش در بعدن تر روز به ماند که باد اش هم چنان می زند به تکان و تکان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 15  توسط کشمیری  | 

به هماگ برف مي ريزد و درخت مي شود باد در گوش كر زمين

كه كرم اش راه رفتن را به شنيدن مي خزد      

در چند و چند باره         

كلاغ است در منقار خنده زن

از نوك سر ما تا صبح سياه

 

نوك سر زمين

ظهور از ملهار

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 بهمن1386ساعت 20  توسط کشمیری  |